شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

هر که دارد صنمی جور و جفایی دارد
دلبر ماست که مهری و وفایی دارد

در چمن تا به هوای تو روان کردم اشک
سرو تشریفی و گل نشو و نمایی دارد

عاشقی را چه غم از جور و جفای ایام
که به هر حال شبی ماه لقایی دارد

در خرابات بکش باده بگو یا شافی
که از او هر الم و درد دوایی دارد

هیچ کافر نفتد همچو سعیدا در هجر
که عجب بادیه و طرفه هوایی دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}