شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

نیست با کس اتحادم همچو کوه
در ازل وحدت نهادم همچو کوه

گر شکستی یافت از من خاطری
[مومیایی] باز دادم همچو کوه

بار سنگین غم عشق تو را
بر دل مسکین نهادم همچو کوه

لحن صوت من ز آواز کسی است
ورنه بی او من جمادم همچو کوه

خاطر صحرا گران از من نشد
گرچه بس سنگین نهادم همچو کوه

سرنکردم خم سعیدا پیش کس
گرچه از پا اوفتادم همچو کوه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}