غزل شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

ز کویش نسیم صبا بوی برد
به بویش دلم پی بدان کوی برد

دل از چنبر زلف او چون جهد؟
که باد سحر جان به یک سوی ‌برد

خیال کنارش بسی داشتند
ز هی پیرهن کز میان گوی برد!

به پشتی رویش قوی گشت زلف
دل عالمی را از آن روی برد

سهی سرو من تا ز چشمم برفت
به یکبارگی آبم از جوی برد

که راز پریشان ما فاش کرد؟
که چون زلف او باد هر سوی برد

مگر زلف او گفت در گوش او
صبا در گذر بود از آن بوی برد

دلی داشت سلمان، شد آن نیز گم
چرا گم شد آن لعل دلجوی برد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}