غزل شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

اهل دل را به خرابات مغان ره ندهند
رخت تن را به سراپرده جان ره ندهند

سخن پیر مغان است که در دیر کسی
که سبک در نکشد رطل گران ره ندهند

خارج از هر دو جهان است خرابات آنجا
تا مجرد نشوی از دو جهان ره ندهند

ادب آن است که هر دل که بود منزل یار
هیچ اندیشه اغیار بدان ره ندهند

راه وحدت شنو از ناله مستان که چونی
قصه گویند و سخن را به زبان ره ندهند

راه سلمان به خرابات ندادند چه شد؟
همه کس را به خرابات مغان ره ندهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}