غزل شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

نه در کوی تو می‌یابم مجالی
نه می‌بینم وصالت هر به سالی

مجالی کی بود بر خاک آن کوی؟
که باد صبح را نبود مجالی

ز مهر روی چون ماه تمامت
تنم گشت از ضعیفی، چون هلالی

خیال خواب دارد، دیده من
مگر کز وصل او، بیند خیالی

تو گر برگشتی از پیمان دل من
نگردد هرگز از حالی به حالی

نگویم بیش ازین، با تو غم دل
مبادا کز منت گیرد ملالی!

بیا کز دوری روی تو سلمان
تنش از ناله شد مانند نالی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}