شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت

به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است
حساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت

هما ز بیم نیارد برو گذار کند
به خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت

ملایمت دل بی تاب را چه سود دهد
نشاید آینه ی آب را به موم گرفت

سلیم داشت سر عشق و از هوس غافل
نهاد دام به راه هما و بوم گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}