شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
تا کی سخن لاله و گل، این چه دماغ است

از داغ دلم فیض رسد سوختگان را
پروانه کمربسته ی این پای چراغ است

تندی مزاجم اثر عشق نهانی ست
خار سر دیوار، نشان گل باغ است

با لاله سخن زان رخ گلرنگ مگویید
بر حال خود او را بگذارید که داغ است

در باغ ز سامان گل و لاله کمی نیست
چیزی که درین فصل ضرور است، دماغ است

بر حال سلیم است مرا رشک که از شوق
در کعبه ی وصل است و همان گرم سراغ است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}