شمارهٔ ۲۶۹

غزلیات

بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است

فتاده ام به طلسم قفس، چه چاره کنم
ز باغ دورم و فصل بهار نزدیک است

به حرف عشق، همین کوهکن بود امروز
که پاره ای سخن او به کار نزدیک است

نوید دولت دنیا چنان بود کز مهر
دهند مژده به مجرم که دار نزدیک است

چو نیست قوت یک گام رفتنم از ضعف
چه سود ازین که ره کوی یار نزدیک است

حدیث قرب وطن پیش من مگوی، چه سود
که سیل بادیه را کوهسار نزدیک است

به خانه می نتوان خورد در بهار سلیم
کنار کشت و لب جویبار نزدیک است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}