شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

مرا کی از سبوی می گزیر است
که در روز خمارم دستگیر است

به نامه چون نویسم راز دل را
حدیثم شعله و کاغذ حریر است

دل دیوانه ای در بند دارم
نفس در سینه ام زنجیر شیر است

ز سودای دلم او را زیان نیست
ندانم از چه زلفش شانه گیر است

غنی خوشدل شود از مرگ محتاج
چو میرد تشنه ای، عید غدیر است

سلیم انفاس او تأثیر دارد
نسیم صبح، فرزند دو پیر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}