شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
دماغ صحبت و سودای اختلاطم نیست

زنم بر آتش و از سوختن نیندیشم
به کار خویش چو پروانه احتیاطم نیست

کشم برون ز جهان انتظار راهروان
غبار قافله ام، کار در رباطم نیست

رهی نمود به صحرای حشر، عشق مرا
که همچو سیل گذر بر پل صراطم نیست

ز عیب خویش چو طاووس چون شوم غافل؟
درین چمن که جز آیینه در بساطم نیست

چه طالع است درین بوستان سلیم مرا
که زعفران شدم و رنگی از نشاطم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}