شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

زبان که یاد دل بوالفضول می‌آرد
سند به دعوی ملک نزول می‌آرد

نصیب نیست مرا از شکفتگی که جهان
چو غنچه‌ام ز گلستان ملول می‌آرد

ز باغبان چو کسی شاخ سنبلی طلبد
به صد عزیزی موی رسول می‌آرد

ز دست مطرب مجلس چو دف کنم فریاد
برای نغمه‌ای از بس اصول می‌آرد!

ز کارسازی همت سلیم شکوه مکن
که هرچه می‌کنی آن را قبول می‌آرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}