شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
هر بیت ما کتابه ی طاق بلند شد

دستی که بود شکوه ز کوتاهی اش مرا
آخر به صید چون تو غزالی کمند شد

از چشم زخم فقر که عمرش دراز باد
کاشانه ام سیاه ز دود سپند شد

ابر بهار بست ز سرچشمه آب را
زخمی که داشت جوی چمن، خشک بند شد

همچون سپند، دانه ی ما آه می کشد
هرجا حدیث ابر بهاری بلند شد

زخمی که عمر گشت مرا صرف آن سلیم
گفتم که دردمند شود، هرزه خند شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}