شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند

خرمن ز خوشه، رفته ی جاروب برق شد
در خواب چشم مور ز غفلت چو دانه ماند

تاراج هرچه داشت، نمودیم و می خوریم
افسوس حلقه ای که به گوش زمانه ماند

نقصانی از رمیدن مرغان نشد ترا
همچون گره به حلقه ی دام تو دانه ماند

رفتم ازین خرابه و از ضعف سایه ام
همچون نشان دود به دیوار خانه ماند

در راه دین چه کار برآید ز منعمان
دستی که مور داشت در آغوش دانه ماند

عیشی سلیم قسمت ما نیست در جهان
دردسری به ما ز شراب شبانه ماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}