شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

چشم توام ز هوش تهیدست می کند
یک سرمه دان شراب، مرا مست می کند!

منعم مکن که گریه ی مستانه را دلم
چنان که می به جام و سبو هست، می کند

آرام، سازگار اسیران عشق نیست
بلبل فغان به شاخ چو بنشست، می کند

فریاد شد ز خانه ی همسایگان بلند
مطرب ز بس که زمزمه را پست می کند

آن باغبان که همت خود را بلند کرد
دیوار اگر کند به چمن، پست می کند

سوز دلم ز آبله لشکر کشیده است
هرجا که رو نهد چو کف دست می کند

تا کرده اند نسبت او را به گل سلیم
بوی گلم چو مرغ چمن مست می کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}