شمارهٔ ۵۴۱

غزلیات

چون گل ز پاره ی دلم اسباب داده اند
چون لاله ز آتش جگرم آب داده اند

خواهد بهانه از پی خون ریختن، مگر
تیغ ترا ز دیده ی من آب داده اند؟

زحمت مکش که کس نتواند به جور کشت
ما را که سخت جانی سیماب داده اند

قطع نظر ز طاعت حق، سجده کردنی ست
این طاق ابرویی که به محراب داده اند

خال تو همچو حلقه ی زلف تو دلرباست
این دانه را ز چشمه ی دام آب داده اند

بیهوده نیست روی به صحرا اگر نهند
دیوانگان که خانه به سیلاب داده اند

ساحل غبار بود ز خاطر سلیم رفت
تا راه ما به حلقه ی گرداب داده اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}