شمارهٔ ۶۰۷

غزلیات

چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو اشک رفت ز چشم من و چو خواب آمد

چه احتیاج به قاصد نیازمند ترا
که از صریر قلم، نامه را جواب آمد

خیال می کنی از بس فریب و پرکاری
هزار بار به دنیا چو آفتاب آمد

ز بس که خورده دل من فریب تشنه لبی
ز موج شعله به گوشم صدای آب آمد

سلیم می برم امشب به پای خم شمعی
که پیر دیر، شب رفته ام به خواب آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}