شمارهٔ ۸۰۹

غزلیات

به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
چو می به یاد لبت موج اضطراب زنم

به سایه اش نروم، ابر اگر هما گردد
به یاد روی تو ساغر در آفتاب زنم

فریب خورده ی طوفان شوقم و خواهم
سفینه ای که ازو موج انتخاب زنم!

خرابه بسته چو گردد، نشان معموری ست
عبث چرا به در دیده قفل خواب زنم

سلیم بس که چو گل پاکدامن آمده ام
چو موج، خندهٔ تردامنی بر آب زنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}