بخش ۹۰ - پند هفتم

شیرین و فرهاد

دهم از هفتمین پندت نشانی
اگر گوشت بود با من زمانی

به هر حالی که باشی، تا که بتوان
ز کس هرگز مرنج و هم مرنجان

مرنجان کس، که پیش اهل اسرار
گناهی نیست محکمتر ز آزار

هر آن کو ره نبیند هست کوری
مکن تا می توان آزار موری

مکش بر هیچ دشمن تیغ و خنجر
به خود زن تا توانی چون قلندر

منه بر خاک، پا دیوانه و مست
که اندر زیر هر پایی سری هست

شو از آزار کردن نیک بیزار
که نبود آدمی خود مردم آزار

گذر ز آزار کاخر دیدم و بود
کم آزاری کلید گنج مقصود

اگر همچون سلیمی پاک دینی
نیازاری به آزاری که بینی

که او نیک اعتقاد و پاک دین است
مدام از همت مردان چنین است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}