شمارهٔ ۱۸

غزلیات

مرحبا مرحبا برای هلالا
آسمان را نمای کل کمالا

چند ازین پرده ز آفتاب برون آی
جان ما را بخر ز دست خیالا

اندر آی اندر آی تا بشناسیم
از جمال تو حال را ز محالا

ای همه روی بر خرام به منظر
تا رهد دیده زین شب همه خالا

اشهب صبح در گریزد از شرم
چون بجنبد ز ابلق تو دوالا

روشنی را نشان به اوج شرف بر
تیرگی را فگن به برج و بالا

ای ز پرده زمانه آمده اینجا
مرحبا مرحبا تعالی تعالا

عقل و دینمان ببر تراست مباحا
جان و دلمان ببر تراست حلالا

تا سنایی چو دید گوید ای مه
حبذا و جهک المبارک فالا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}