شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

بر من از عشقت شبیخون بود دوش
آب چشمم قطرهٔ خون بود دوش

در دل از عشق تو دوزخ می‌نمود
در کنار از دیده جیحون بود دوش

ای توانگر همچو قارون از جمال
عاشق از عشق تو قارون بود دوش

ای به رخ ماه زمین بی روی تو
مونس من ماه گردون بود دوش

بی تو دوش از عمر نشمردم همی
کز شمار عمر بیرون بود دوش

چون شب دوشین شبی هرگز مباد
کز همه شبها غم افزون بود دوش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}