شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟

غزلیات

ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیم
دو نیمه کوه که دید است کان بود از سیم

ز سیم ساده یکی کوه، لیک پنداری
که کرده اند بشمشیر کوه را بدو نیم

گهی بگونه کافور کان بود از گل
میان کاخگه اندر ز لعل حلقه میم

چهی است در که و از سیم کرده سیمایش
که دارد از گل و گلنار افسری بدو نیم

فراز او همه سیم و نشیب او همه زر
کران او همه خوف و میان او همه بیم

کهی که دیده نسرین ازو شود حیران
کهی که خرمن سوسن ورا کند تعظیم

بنرمی و بسفیدی مثال تل سمن
بپاکی و بنظیفی بسان در یتیم

بجهد شیشه سیماب گر در او ریزی
بشیشه تو کند شوشه های زر تسلیم

زهی کهی و خهی چشمه ای که اندروی
قرار گیرد مار شکنج و ماهی شیم

هرآنکه سایه آنکوه دید و آن چشمه
بدید سایه طوبی و چشمه تسلیم

ولیک راه مخوفست و کس بدو نرسد
مگر کسی که خدایش بداد کف کریم

جلال دین سبب افخار چار ارکان
کز او نظام گرفته است صحن هفت اقلیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}