شمارهٔ ۲۹ - میزبانی

قطعات

به میزبانی نزدیک آن جگر بندم
نوید دادم و آوازه ای درافکندم

حرام خواهد بودن کنون نوید مرا
هنوز ساختنی مانده کارکی چندم

خدو . . . وایه و . . . ایر چو سنگ و جامه خواب
شداست ساخته باقی بر او چه پیوندم

بتنگدستی به زین کجا توانم ساخت
مگر بسازد تدبیر این خداوندم

چه مایه ابله و دیوانه غرزنم که چنین
بتنگدستی دل در فضول می بندم

چو من بدیوی و دیوانگی یگانه بوم
خرد بنزد من آید ازو نه بپسندم

ز حال من چو خداوندگار میداند
که نیک مفلس و قلاش پیشه و رندم

ز میزبانی من ساخته کند پنجی
وگر نه چاره خود را زخود فرو بندم

بپنج چیز بر او صلح کردم و نخوهم
تکلف ششمین گر دهد بسوگندم

ز نان و گوشت و سیکی و هم ز مطرب و ثقل
زیادتی نخوهم ور خوهم خردمندم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}