شمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمال

غزلیات

شبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
هنوز بر لب آن شوخ می‌زند تبخال

ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند
چو عکس برگ گل اندر میان آب زلال

بنوش باده که اندر طریقت عشق است
چو شیر مادر، خون حرامزاده حلال

صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد
که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال

دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم
یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال

نمود تا که بمن رخ ز خویشتن رفتم
نبود صبر چنینم باشتیاق جمال

اگر ببزم صبوحی شبی رسد قدمش
نثار مقدم او جان دهیم مالامال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}