غزل شمارهٔ ۵۵

غزلیات

خرم آن دل که شود محرم اسرار شما
دلخوش آن کس که بود عاشق دیدار شما

همت قاصر اگر می طلبد حور و قصور
همت عالی ما هست طلبکار شما

چشم من روی شما هم به شما می بیند
دیده ام نور خداوند ز انوار شما

دو جهان را بفروشیم به یک جرعهٔ می
گر خریدار بود بر سر بازار شما

بزم عشقست شما عاشق و ما مست و خراب
تا ابد لطف خدا باد نگهدار شما

جان چه باشد که کنم در قدمت ایثارش
قاصرم گر همه عالم کنم ایثار شما

نعمت الله ز خدا وصل شما می خواهد
هست امیدش که رسد باز به دیدار شما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}