غزل شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

آفتابی ز ماه بسته نقاب
کرده در گوش درهای خوشاب

چشم عالم به نور او روشن
سخنی نازک است خوش دریاب

نقش رویش خیال می بندم
که به بیداری و گهی در خواب

می خُمخانهٔ حدوث و قدم
نوش می کن به شادی احباب

نور آن ماهرو که می بینی
آفتابست نام او مهتاب

سر موئی ز سِر او گفتم
سر زلفش از آن شده در تاب

نعمت الله حجاب را برداشت
چون حجاب است در میان اسباب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}