غزل شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

نور او در جمله اشیاء ظاهر است
ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است

روشن است آئینهٔ عالم تمام
در همه اسما مسما ظاهر است

نور روی اوست ما را در نظر
نور آن منظور زیبا ظاهر است

باطن است از چشم نابینا ولی
ظاهراً بر چشم بینا ظاهر است

در خیال دی و فردا مانده‌ ای
از همه فرد آ که فردا ظاهر است

ما ز دریائیم و دریا عین ما
عین ما در عین دریا ظاهر است

نعمت‌الله باطن و ظاهر بود
باطنش پنهان و پیدا ظاهر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}