غزل شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

عشق او سلطان ملک جان ماست
اینچنین ملک و چنین سلطان کراست

پادشاه هفت اقلیم ای عزیز
نزد این سلطان درویشان گداست

با وجود او کرا باشد وجود
ور تو گوئی هست آن عین خطاست

رند سر مستیم و با ساقی حریف
همچو ما رندی در این عالم نخاست

دُرد درد عشق او نوشیده ایم
دُرد درد عشق او ما را دواست

مجلس عشقشت و ما سرمست او
شاهد میخانه در فرمان ماست

نعمت الله در همه عالم یکیست
لاجرم او سید هر دو سراست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}