غزل شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

دنیی دون بی وفا هیچست
شه دنیا و هم گدا هیچست

دُردی درد او خوری حیفست
زانکه آن درد و این دوا هیچست

شک ندارم که در همه عالم
به جز از حضرت خدا هیچست

نقش غیری خیال اگر بندی
آن خیالت به نزد ما هیچست

رو مجرد شو و خوشی می باش
کدخدای در سرا هیچست

سرمهٔ چشم ماست خاک درش
غیر از این سرمهٔ توتیا هیچست

بی ریا یار نعمت الله شو
رو رها کن ریا ، ریا هیچست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}