غزل شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

کار عشقست و کار ما آنست
خواجه و خواندگار ما آنست

نقش رویش خیال می بندم
نور چشم و نگار ما آنست

رند مستی که باده می نوشد
در خرابات یار ما آنست

هرکه باشد مدام همدم جام
همدم دوستدار ما آنست

غم عشقش به جان و دل جوئیم
شادی و غمگسار ما آنست

در خرابات خلوتی داریم
خانه او و یار ما آنست

نعمت الله زیاد مگذارش
یاد کن یادگار ما آنست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}