غزل شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

نعمت الله میر رندان است
طلبش کن که پیر رندان است

بزم عشق است عاشقان سرمست
ساقی ما امیر مستان است

دل ما گنجخانهٔ عشق است
جای آن گنج کنج ویران است

سخن ما به ذوق دریابد
هرکه واقف ز ذوق یاران است

همه عشق است غیر او خود نیست
جان فدایش کنم که جانان است

عالم از آفتاب حضرت او
به مثل همچو ماه تابان است

نور چشم است و در نظر پیداست
نظری کن ببین که این آن است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}