غزل شمارهٔ ۳۶۰

غزلیات

کار دل در عشقبازی بندگی است
بندگی در عاشقی پایندگی است

بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
وین شهنشاهی ما زان بندگی است

همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
این سرافرازی از آن افکندگی است

جان فدا کردم سر افکندم به پیش
ز انفعال و جای آن شرمندگی است

گر مرا بینی به غم دل شاد دار
کان غم عشق است و از فرخندگی است

مردهٔ دردیم و درمان در دل است
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است

سید ار جان بخشد از عشقش رواست
عاشقان را کار جان بخشندگی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}