غزل شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

هر دل که به عشق مبتلا نیست
هستش مشمر که گوئیا نیست

تا دُردی درد نوش کردیم
دل را به از این دگر دوا نیست

رندیم و مدام جام رندان
از ساقی و جام می جدا نیست

مستیم و خراب در خرابات
ما را جائی دگر هوا نیست

در بحر محیط عشق غرقیم
جز ما خبرش ز حال ما نیست

هر نقش که در خیال آید
نیکش بنگر که بی خدا نیست

مستیم و حریف نعمت الله
حیف است که ذوق او تو را نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}