غزل شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

چو میخانه سرائی هیچ جانیست
مقامی همچو صحن آن سرا نیست

به هر سو آب چشم ما روان است
در این دریا به جز ما آشنا نیست

اگر تو طالب عشقی مرا هست
وگر تو عقل می جوئی مرا نیست

نوای ما نوای بی نوائی است
نوائی چون نوای بینوا نیست

مرو با زاهد رعنا در این راه
که ایشان را در این ره پا به جانیست

کسی کو گنج عشق یار دارد
به نزد عاشقان حق گدا نیست

خیال روی سید نور چشم است
دمی از دیدهٔ مردم جدا نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}