غزل شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

هرچه بینی جمله آیات وی است
علم او آئینهٔ ذات وی است

ساقی ما می به ما بخشد مدام
ذره و خورشید جامات وی است

نور چشم ما نماید او به او
عین او باشد که مرآت وی است

چیست عالم سایه بان پادشاه
جزو و کل مجموع رایات وی است

عشق او رخ می نهد فرزین برد
عقل شطرنج از شه مات وی است

خوش خیالی نقش می بندیم ما
در نظر ما را خیالات وی است

عقل اگر گوید خلاف عاشقان
قول او مشنو که طامات وی است

عارفی گردم ز غایت می زنم
راست می گوید که غایات وی است

نعمت الله پادشاهی می کند
در همه عالم ولایات وی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}