غزل شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد

در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار
بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد

هر کسی کو می‌خورد جام غم انجام غمش
نوش جانش باد دایم در جهان دلشاد باد

خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم
عمر رندان باد دایم میکده آباد باد

هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه
عقل بی ‌بنیاد باشد کار بی ‌بنیاد باد

دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه
مجلس رندان و کوی باده نوشان شاد باد

هر که باشد بندهٔ سید غلام او منم
بندهٔ سید همیشه از غمان آزاد باد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}