غزل شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

آب چشم ما به هر سو رو نهاد
روی خود بر روی ما نیکو نهاد

جان به عاشق می‌ دهد معشوق ما
این چنین رسم نکویی او نهاد

پیر ما بزم خوش مستانه‌ ای
گر نظر داری ببین تا چون نهاد

عشق سرمست است و می‌گوید سخن
گفتگوی عقل را یک سو نهاد

جان ما آئینه گیتی‌ نما است
ساده ‌دل با دوست رو بر رو نهاد

خوش بهشت جاودان دارد چو ما
هر که با خاک درش پهلو نهاد

نعمت‌الله را به عالم عرضه کرد
در دل عشاق جست و جو نهاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}