غزل شمارهٔ ۴۸۰

غزلیات

قطره و دریا همه از ما بود
آب عین قطره و دریا بود

موج دریائیم و دریا عین ما
عین ما بر ما حجاب ما بود

چشم عالم روشنست از نور او
دیده ای بیند که او بینا بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای
در نظر چون ماه خوش سیما بود

در دو عالم هرچه آید در نظر
حضرت یکتای بی همتا بود

دل به میخانه کشد ما را مدام
میل رند مست با مأوا بود

در همه جا نعمت الله را بجو
جای این بی جای ما هر جا بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}