غزل شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

ناز با یار غار خوش باشد
آن میان در کنار خوش باشد

نقش رویش خیال می بندم
در نظر آن نگار خوش باشد

عشق او آفتاب تابان است
مهر او بی غبار خوش باشد

نور او را به نور او بنگر
آن نهان آشکار خوش باشد

لیس فی الدار غیره دیار
در چنین دار یار خوش باشد

در همه چون جمال او پیداست
گر یکی ور هزار خوش باشد

بلبل مست و صحبت سید
بابت گلعذار خوش باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}