غزل شمارهٔ ۵۹۷

غزلیات

عاشقی کز عشق او دم می زند
پشت پا بر هر دو عالم می زند

هر که او شیدای زلف و روی اوست
کفر و ایمان هر دو بر هم می زند

مطرب عشاق ساز ما نواخت
گه نوای زیر و گه بم می زند

از دل ما جو مسمای وجود
کو نفس از اسم اعظم می زند

نعمت الله عالم معنی دل است
از ادب والله اعلم می زند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}