غزل شمارهٔ ۶۰۴

غزلیات

جام و می بخشید و می وی می دهد
ور نباشد جام می کی می دهد

عالمی از جود او موجود شد
این کرم بین شی بلا شی می دهد

رند سرمست ار بیابد می فروش
می نوازد بارها می می دهد

هرچه ما را می دهد شاه و گدا
در حقیقت حضرت وی می دهد

مجلس عشق است و ما مست و خراب
ساقی ما می به هی هی می دهد

دردم نایی نفس او می دمد
آن چنان آواز از نی می دهد

نعمت الله را به ما بخشید باز
لطف او نعمت پیاپی می دهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}