غزل شمارهٔ ۶۹۰

غزلیات

عقل هر دم که در سرود آید
به دم سرو باده پیماید

سخن عقل پیش عشق مگو
کان سخن خود به کار می ناید

عشق را خود گشایشی دگرست
هیچ کاری ز عقل نگشاید

جام گیتی نمای را به کف آر
که به تو روی خویش بنماید

آفتابی مدام در دور است
به یکی جا دمی نمی پاید

عشق هر لحظه مجلسی سازد
هر زمان بزم نو بیاراید

نفسی باش همدم سید
گر تو را همدم خوشی باید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}