غزل شمارهٔ ۷۱۷

غزلیات

رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
آلت مجلس ما جمله به ساقی سپرید

ما چو غنچه به هوا جامهٔ خود جا کردیم
بعد از این خرقهٔ ما را به ملامت ندرید

عیب ما را مکنید ار شده ایم عاشق او
نور چشمست ببینید که صاحب نظرید

گر ز ما از سر مستی سخنی گوش کنید
از سر لطف و کرم از سر آن درگذرید

هر کجا نقش خیالی که ببیند دیده
معنی خوب در آن صورت زیبا نگرید

میل میخانه ندارید ندانیم چرا
مگر از ذوق می و مستی ما بی خبرید

بندهٔ سید رندان خرابات شوید
که به نزدیک سلاطین جهان معتبرید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}