غزل شمارهٔ ۸۱۲

غزلیات

نور چشم با به چشم ما نگر
عین ما در جو و در دریا نگر

در همه پیدا و پنهان از همه
نور آن پنهان و این پیدا نگر

یک وجود است و هزارش اعتبار
آن یکی در هر یکی یکتا نگر

ذات او چون با صفت اسمی بود
یک حقیقت در بسی اسما نگر

وحدت و کثرت به همدیگر ببین
مظهری در مظهر اسما نگر

ساغر می نوش کن شادی ما
حل سرمستان و ذوق ما نگر

نعمت الله در نظر آئینه ایست
گر نظر داری بیا ما را نگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}