غزل شمارهٔ ۸۳۶

غزلیات

عشق جان عاشقان است ای پسر
عشق جانان ، جان جان است ای پسر

عشق نور دیدهٔ مردم بود
گرچه از مردم نهان است ای پسر

عشق جان است و همه عالم بدن
همچو جان در تن روانست ای پسر

آفتاب عشق و در هر ذره ای
می توان دیدن عیان است ای پسر

عین عشق از وحدت و کثرت غنی است
فارغ از شرح و بیان است ای پسر

عاشق و معشوق عشقیم ای عزیز
گر چنین دانی چنان است ای پسر

نعمت الله مست و جام می به دست
ساقی بزم مغان است ای پسر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}