غزل شمارهٔ ۹۰۳

غزلیات

برو ای میر من به مال مناز
بیش از این سیم و زر به هم مگداز

تا کی آزار خلق می جوئی
مکن آزار ور نیابی باز

ور خماری و درد سر داری
با من مست کی شوی دمساز

سخنم ساقی است روح افزا
نفسم مطربیست خوش آواز

ملک من عالمی است بی پایان
و آن تو از ختاست تا شیراز

من به سلطان خویش می نازم
تو به تاج و سریر خود می ناز

نعمت الله پیر رندان است
گر مریدی به پیر خود پرداز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}