غزل شمارهٔ ۹۰۴

غزلیات

بیا و پردهٔ هستی برانداز
به خاک نیستی خود را درانداز

برانداز این بنای خودپرستی
ز نو طرحی و فرشی دیگر انداز

سرای عقل ، بنیادی ندارد
خرابش ساز و بنیادش برانداز

سر زلف بتی رعنا به دست آر
چو سرمستان به پای او سرانداز

چو عشقش مجمری بر آتش انداز
تو عود جان روان در مجمر انداز

خراباتست و رندان لاابالی
بیا ساقی و می در ساغر انداز

اگر خواهی که یابی ذوق سید
نظر بر معنی صورتگر انداز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}