غزل شمارهٔ ۹۶۶

غزلیات

غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش

در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر
شادی آن سر که او گردد و کوی غمش

این دل مسکین من خرم و دلشاد شد
تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش

مست می غم شدم شادی مستان غم
میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش

گفت من و گوی او راحت قلب حزین
جست دل و جوی جان دیدن روی غمش

بی سر و بی پا منم همدم رندان غم
سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش

درد غم و درد او آمده درمان ما
سید ما شد به جان بندهٔ خوی غمش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}