غزل شمارهٔ ۱۰۰۹

غزلیات

ز آفتاب مهر او تابنده‌ام
پادشاهی می‌کنم تا بنده‌ام

گر نوازد ور کشد فرمان اوست
بنده‌ام در بندگی پاینده‌ام

بلبل مستم درین گلزار عشق
گاه گریانم گهی در خنده‌ام

غیر نور او نبیند چشم من
تا نظر بر روی او افکنده‌ام

جان و دل کردم نثار حضرتش
از نثار این چنین شرمنده‌ام

مردهٔ دردم از آن دارم حیات
کشتهٔ عشقم ازین دل زنده‌ام

سید خود را از آن جستم بسی
عارفانه بندهٔ پاینده‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}