غزل شمارهٔ ۱۰۴۴

غزلیات

آتش عشق تو جان می سوزدم
هر نفس کون و مکان می سوزدم

عود دل در مجمر سینه به عشق
خوش همی سوزم چو آن می سوزدم

مهر تو شمعی و دل پروانه ای
بی محابا خوش روان می سوزدم

معنی عشق تو بر زد آتشی
صورت پیر و جوان می سوزدم

پختگان دانند حال سوز من
کآتش عشقت چه سان می سوزدم

در میان آبم و آتش چو شمع
آشکارم او نهان می سوزدم

ساز سید سوز دل باشد از آن
آتش عشق فلان می سوزدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}