غزل شمارهٔ ۱۰۴۷

غزلیات

خوش حیاتی که پیش او میرم
چون بمیرم به کیش او میرم

عشق او شمع و من چو پروانه
گرچه سوزد که در برش گیرم

گر زند ور نوازدم چون نی
بجز از ناله نیست تدبیرم

دوش دیدم خیال او درخواب
لطفش امروز کرده تعبیرم

سروری بر همه توانم کرد
من چو در پای میر خود میرم

چون توانم که عذر او خواهم
که سراپا تمام تقصیرم

هرچه گویم ز خود نمی گویم
نعمت الله کرده تقدیرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}